بصیرت
نقل می کنند در کشاکش نبرد روز عاشورا یکی از اصحاب وفادار و با اخلاص حضرت ابا عبدا… (ع) به نام «ابوتمامه صیداوی» وقت نماز ظهر را به ولی ا… الاعظم امام حسین (ع) یادآوری نمود. حضرت نیز در جواب این صحابی مخلص نفرمودند: «جَعَلکَ ا.. مِن المٌصلین»
«خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد.»
بزرگان عرصه معارف ولایت، معتقدند هر چند در اخلاص و جایگاه والای «ابوتمامه صیداوی» هیچ شکی وجود ندارد اما او در مراتب نازل و پایینی از معرفت قرار داشته است. این بزرگوار اگر به مراتب مرفتی والای ولایت به دست می یافت هیچ گاه به خود اجازه نمی داد تا به امام معصوم که ولایت مطلقه بر جمیع ماسوی ا… دارد وقت نماز را متذکر گردد. امام خود نماز مجسم و روحصلاه است. حقیقت توحید در وجود امام معصوم (ع) نهفته و او هیچ گاه از وقت ملاقات با معبود خویش غافل نخاوهد بود.
آیا بزرگان معرفتی سپاه سیدالشهدا (ع) متوجه ی ورود وقت نماز نبودند؟
آیا حضرت ابالفضل العباس (ع) نمی توانست به امام تذکر دهد و یا نمی خواست نماز بخواند؟
آیا حضرت علی اکبر (ع) دچار غفلت بودند؟
آری در عرصه ی ولایت پذیری و درک مبانی معرفتی امر خطیر ولایت، اخلاص تنها داشته ی لازم نیست. اخلاص در این عرصه تنها بخشی از نیاز است. انسان در این میدان بیش از هر چیز به معرفت و شناخت نیاز دارد تا بتواند مراتب عمیق و پیجیده ی امر و ولایت را درک کند.
امروزه نیز در عرصه گسترده و خطرناک جنگ نرم، محتاج معرفت، بصیرت و شناخت افسران و فرماندهان جبهه ی خودی هستیم. هر عقلی سلیمی به این حقیقت حکم می نماید که در میدان جنگ و نبرد نقش فرماندهی، بسیار کلیدی و موثر است. سربازان این عرصه قطعاً باید مراتب معرفتی بالایی نسبت به ولی فرمانده خود داشته باشند تا بتوانند صحنه را مدیریت و کنترل نمایند. اما آیا نخبگان سیاسی امروز نسبت به مقام والای ولی خود که براساس دلایل بی شمار عقلی و نقلی در امور حکومتی همان شان امام معصوم را دارا است، معرفت و شناخت دارند؟ البته این در صورتی است که از مراتب اخلاص و وفاداری آن ها مطمئن باشیم! «که در مورد برخی این اطمینان وجود ندارد.» آیا اشخاصی که در طول عمر سیاسی خود بارها و به تایید خاطرات شخصی خودشان که با تبلیغات بسیار منتشر شده، نسبت به حکم ولی امر شان نظرات متفاوت و مخالف داشته و این نظرت را ابراز و سعی در تغییر مواضع امامشان می نمودند، ولایت پذیرند؟ آیا وقت آن نرسیده که به این خط مرموز نازل سازی مراتب ولایت توجه بیشتری داشته باشیم؟ آیا نباید احساس مطر کنیم از کلام و قلمی که مستقیم و غیرمستقیم اصرار دارد. برن قد و عدم پذیرش مطلق منویات ولی؛ آیا نباید نگرانباشیم از این که خواص، باب نامه نگاری و به خیال خام خود خط دهی به ولی امر مسلمین را باز کرده و در این زمینه پیشگام قبح شکنی باشند!
آیا این به ظاهر نخبگان سیاسی نسبت به مقام ولایت، معرفت و شناخت دارند؟ به جرات می توان گفت، برخی از آنان از ابتدای انقلاب حتی یک روز هم نتوانستند مراتب ولی شان را بشناسند. آن ها در خوشبینانه ترین حالات، امام عظیم الشان (ع) و مقام معظم رهبریف امام خامنه ای «مدظله العالی» را به عنوان دوستان و همکاران سیاسی پذیرفته بودند، مگر نه به خود جرات نمی داد ند در مراحل مکرر و مداوم، نظرتی مخالف و متفاوت با نائب امام زمانشان را با جرات بر زبان آورده و به آن تظاهر کنند!
در میدان نبرد نرم، باید نسبت به ولایت مخلص باشیم؛ مبادا فریب خناسان را خورده و به نازل سازی مراتب ولایت تن دهیم. در این میدان بیش از هر چیز باید گوش به فرمان فرماندهی کل باشیم. مبادا فراموش کنیم که پذیرش مراتب ولایت امری بس خطیر و دشوار است. امروز شاید بیش از هر روز دیگر به تفکر در این روایت نبوی احتیاج داریم:
«ان حدیث آل محمد صعب مستصعب لا یومن به الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن ا.. قلبه للایمان»
امام باقر به نقل از حضرت رسول (ص) فرمودند: «همانا حدیث آل محمد دشوار است و مردم آن را دشوار می شمارند، ایمان به آن نمی آورد مگر فرشته ای که به مقام قرب خدا دست یافته باشد، یا پیامبر مرسل، یا بنده ای که خداوند قلب او را برای ایمان مورد آزمایش و امتحان قرار داده باشد. اصول کافی – جلد 1 – صفحه 401