
شرایط شناخت قرآن:
از جمله شرایط شناخت قرآن، طهارت از هر پلیدی و پاکی از هر گونه آلودگی است. خداوند سبحان می فرماید: (انه لقران کریم* فی کتاب مکنون * لا یمسه الا المطهرون)؛ آن چه از کتاب مکنون از اجنبی پوشیده است. برای انسان پیراسته از هر آلودگی نیل پذیر است و آن کتاب مکنون نیز ظرف این قرآن کریم و محیط به آن و باطن آن و معنا و مقصد آن است و برای حواس فهم پذیر نیست.
اهل بیت تنها عارفان به کنه قرآن
خداوند متعالی پس از بیان این شرط مهم، دارندگان این شرط را نام می برد؛ (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً) و چون تطهیر در حقیقت برای نابود ساختن آثار پلیدی است، پس از آن که خود آن رجس از بین رفت، تطهیر را پس از پاک سازی ذکر کرد؛ یعنی هیچ مجالی برای خود رجس و اثر آن در اهل بیت (ع) وجود ندارد و به طور کلی، این در مقام دفع رجس است (از اول رجس وجود ندارد)، نه این که رجسی وجود دارد و خداوند آن را رفع می کند.

مقتضای حصر در: (لایمسه الا المطهرون) آن است که رسیدن به کنه قرآن که همان کتاب مکنون است، ویژه ی اهل بیت (ع) است و این، همان همراهی حقیقی میان ثقلین است که از حدیث رسول خدا (ع) به دست می آید. پس خود قرآن بیان می کند که کسی جز اهل بیت وحی و عصمت (ع) چنان که شایسته است، آن را درک نمی کند و به کنه آن نمی رسد؛ چنان که آنان نیز به حق اظهار می دارند که کنه قرآن و تاویل آن را تنها راسخان در علم می دانند و فقط آنان واجد چنین وصفی هستند – برای این موضوع در کتاب های روایی، مانند بصائر الدرجات بابی ویژه تنظیم شده است – و بی تردید اهل بیت (ع) به ظاهر و باطن قرآن عالمند و کسی غیر از اوصیا، همه ی قرآن را جمع نکرده است. بنابراین، کسی که از هر جهت پاک باشد – خالص ترین آن، طهارت از رویت اخلاص است – و کسی که از این مرتبه ی والای طهارت برخوردار شود (و جزو بندگان مخلص خداوند باشد) به رستگاری رسیده است. پس چنین کسی شایسته است که به کتاب مکنون عالم گردد و نیز کسی که از هر جهت طاهر نگردیده، بلکه صرفاً از بعضی جهات پاک است، فقط به اندازه ی طهارت خود به قرآن عالم است. چون رسیدن به کنه قرآن مشروط به طهارت کامل است که از آن به عصمت تعبیر می شود و تناه عترت طاهره اند که به عصمت الاهی معصومند. ازا ین رو خداوند سبحان، رسول خود را مبین و مفسر قرآن قرار داد؛ (و انزلنا الیک الذکر لتبین الناس ما نزل الیهم).